شيخ ذبيح الله محلاتى
318
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
كلياپتره خواهر بطليموس كه در سنه 554 بعد از هبوط آدم عليه السّلام در مصر بتخت سلطنت نشست چنانچه تفصيل او را در جلد اول ناسخ بيان كرده كه ملخص آن چنين است و اين بطليموس نه آن بطليموس حكيم است چون پدر بطليموس دنيا را وداع گفت تاجوتخت را با پسرش بطليموس و دخترش كلياپتره بالاشتراك قرارداد پس از وى اين كار صورت نبست و بين خواهر و برادر كار بمعادات و مخاصمه كشيد جوليس كه در آنوقت سلطان مصر بود او را خبر دادند كه بين اين برادر و خواهر بر سر تاجوتخت نزاع است جوليس فرمان داد كه بايستى هر دو در نزد من حاضر شوند تا بين آنها حكم بنمايم كلياپتره پيّكى بنزد جوليس فرستاد كه من امشب بنزد تو مىآيم چون تاريكى عالم را فروگرفته كلياپتره با لباس كهنه كه كس او را نشناسد بنزد جوليس آمد و برقع انداخت جوليس چون چشمش بر جمال كلياپتره افتاد كه مانند هزارنگار مىباشد و دل خورشيد از فروغ جمالش تفته و ستاره از شرم رخسارش آواره گشته و لعل از غيرت لبش خونخوار شدى گفتى گونهاى او مرواريدى است كه مذاب ياقوت خورده جوليس لختى ديده بر روى او بازداشت و هيچ سخن نتوانست گفت آنگاه كه با خود آمد زبان بضراعت گشود بالاخره با او همبستر شد و آن شب را تا بامداد نياز همىراند و ناز همىديد صبحگاه بنزد بطليموس فرستاد كه ترا از فرمانبردارى چنين خواهرى عار نبايد داشت و اگر سر در خط فرمان او گذارى و اين اراضى را به دو سپارى من از تو راضى خواهم بود و اگرنه خاك اين بوم را بدست لشكر بباد فنا دهم و از تو و اصحاب تو نشان نگذارم بطليموس پس از اصغاى اين سخنان بدانست كه كلياپتره شب در سراى جوليس بسر برده از هوش بيگانه شد و در ميان مردم مصر آمده و تاج از سر برگرفت و بر زمين